خرید بک لینک

یقینا

باسمه تعالی شانه و بذکر ولیه صاحب الزمان تو عاقبت از راه، می آیی یقینا چون یوسفی از چاه، می آیی یقینا خورشید محو دیدنت می گردد آخر زیباتر از هر ماه، می آیی یقینا قلبم ترک خورد از فراقت هرشب و روز از بس کشیدم آه، می آیی یقینا از جهل ما در غیبت کبری نشستی تا که شویم آگاه، می آیی یقینا غرق خجالت می شوم از این کلامم شک می کنم گهگاه، می آیی یقینا؟ باید برای دیدنت خیلی دعا کرد بعد از دعا آنگاه می آیی یقینا

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: يکشنبه 29 شهريور 1405 ساعت: 8:10

تبخیر

باسمه تعالی شانه و بذکر ولیه صاحب الزمان برادرجانم حسین! تا اربعین غم های تو تکثیر می شد راس تو در بالای نی تحقیر می شد هنگام قران خواندنت بر روی نیزه ذکر لبان خواهرت تکبیر می شد آیات کهف و سوره ی والفجر در طشت یا در تنور کافران، تفسیر می شد از شدت تابیدن خورشید بر نی خون سرت در آسمان تبخیر می شد من خواب دیدم که رقیه رفته از حال کنج خرابه خواب من تعبیر می شد من با سرت حتی سر بازار رفتم چون سرنوشتم با سرت تقدیر می شد

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: يکشنبه 29 شهريور 1405 ساعت: 8:10

باسمه تعالی شانهو بذکر ولیه صاحب الزمان روحی له الفداه یاصاحب الزمان!شب های جمعه بر خدا اصرار کردمبر معصیت های خودم اقرار کردمتا که بیایی در سحرگاهان جمعهاز خواب، چشم خسته را بیدار کردمآنقدر گریه کردم از هجران و دوریبا اشک، راه صبر خود هموار کردمقلبم ترک خورد از فراقت نیمه ی شبدیوار غم را بر سرم آوار کردمخواندم دعای بر فرج را در قنوتمچشمان خود را وقفِ یک دیدار کردمتا که قسم دادم تو را بر جان مادرگریه برای آن در و دیوار کردمالغوث گفتم، ندبه خواندم، عهد کردمنام تو را از عمق جان تکرار کردمهر جا شک

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: يکشنبه 29 شهريور 1405 ساعت: 8:10

چشم انتظاری

باسمه تعالی شانه و بذکر ولیه صاحب الزمان ده‌ها بهار از عمر را چشم‌انتظارم در حسرتِ دیدار، عمری بیقرارم گفتند صبح جمعه می آیی و هر بار این جمعه های بی رمق را می‌شمارم چشمان خود را هر اذان صبح جمعه با اشتیاقِ دیدنت وا می‌گذارم بی‌تو در این آشفته‌دنیایِ پریشان جز دردِ هجران در دلِ خود غم ندارم دل را میانِ جاده‌های سردِ غیبت بر وعده‌ی سبزِ ظهورت می‌سپارم

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: يکشنبه 29 شهريور 1405 ساعت: 8:10

حقیــــــــــــــــــــــــــــــــــر بر زبان حال این حقیر  تا می توانی خرده گیر کم نمی شود! باسمه تعالی شانهو بذکر ولیه صاحب الزمان علیه السلامداغ حسین از دل ما کم نمی‌شوداین غصه تا به روز جزا کم نمی‌شوداو تشنه رفت و تشنه ی مهرش خلایقند"این تشنگی به آب بقا کم نمی شود"بر ماتمش زمین و زمان گریه می‌کننداین گریه‌ها به لطف خدا کم نمی‌شودوقتی حسین قبله نمای هدایت استشوق کسی به قبله نما کم نمی شودتا پرچمِ حسین به رویِ زمین به‌پاستدریای اشکِ اهلِ عزا کم نمی‌شودهر ساله می‌روند به شوقِ حری

برچسب: نویسنده: حسین نصیری تاريخ: يکشنبه 29 شهريور 1405 ساعت: 8:10

صفحه بندی